خرید بک لینک
روی صندلی ایستگاه مترو نشسته بودم که آمد و کنارم نشست. اول زیاد اعتنا نکردم اما پوشش نامرتب و موهای جوگندمی بلند و آشفتهاش، توجهم را جلب کرد. هرچند چروکهای روی صورت و دستهایش تا حدی لک و پیسهای پوستش را میپوشاند، اما بینی بزرگ و افتادگی پلک چپ، چهرهاش را غیرقابل تحمل میکرد. با آمدن قطار، هر دو بلند شدیم و کنار سکّو منتظر ایستادیم. در که باز شد، از جلوی من عبور کرد و به سرعت خود را داخل قطا

برچسب: داستانک,خیابان, نویسنده: رضا رستگار تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 23:50

لابد هر انسانی در طول زندگی خود، بارها چنین تجربه ای را از سر گذرانده که در مورد پیشامد یک اتفاق چنان مطمئن و امیدوار است که گویی خلاف آن را ناممکن می داند اما از قضای روزگار، آن اتفاق تحقق نمی یابد. و نیز در ارتباط با موضوعی، چنان ناامید و مردد است که انگار آمدن آسمان به زمین هم نمی تواند آن را عملی سازد، اما در نهایت و با کمال شگفتی، آن موضوع واقع می شود. آیا به راستی انعکاس چنین تجربه نابی آن

برچسب: هزار,برآرد,زمانه, نویسنده: رضا رستگار تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 23:50

پشت میز کارم نشسته بودم و روی پروندهای کار میکردم که منفرد با عجله وارد اتاق شد و با صدای بلند گفت: ـ بچهها دستور جدیدو شنیدین؟ و بیآنکه منتظر جواب بماند، با هیجان ادامه داد: ـ رییس دستور داده، از این هفته جمعهها هم باید بیایم سرِ کار! یزدانی نگاهش را از صفحه مانیتور جدا کرد و با تعجب پرسید: ـ اینو از کی شنیدی؟ ـ الان روی بُرد خوندم! قربانی آهی کشید و زیر لب گفت: ـ دلمون به همین یه روز تعطی

برچسب: داستانک,تصمیم, نویسنده: رضا رستگار تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 23:50

با وجود آن که بحران کمبود آب در ایران رفتهرفته به یک بحران مزمن تبدیل میشود، اما هنوز هم مدیریت حاکم بر این عرصه متناسب با شرایط بحرانی نیست. هنوز هم به جای اعمال یک مدیریت یکپارچه و منسجم که بر همه بخشهای بهرهبردار نظارت کند و سیاستهای کارآمدی به اجرا بگذارد، شاهد مدیریت جزیرهای و ناپیوسته آب در کشور هستیم. هرچند طبق قانون، وزارت نیرو به عنوان مسوول و متولی آب کشور شناخته میشود اما عمده آ

برچسب: معادله,چندمجهولی,مدیریت,کشاورزی, نویسنده: رضا رستگار تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 23:50

از مسافرت که برگشتیم، اول از همه میترا بود که متوجه لانه کبوتر شد. وقتی با شوق کودکانه به سراغم آمد و با اصرار، مرا به دیدن آن دعوت کرد، با وجود خستگی و بیحوصلگی، همراهش به حیاط رفتم و لانه کبوتر را روی لوله دودکش بخاری اتاق دیدم. لانهای که سه تخم کوچک درون آن، از بازگشت زودهنگام کبوتر مادر خبر میداد. وقتی به اتاق برگشتیم، از پشت شیشه، کبوتر مادر را دیدیم که پر کشید و روی تخمهایش آرام گرفت.

برچسب: داستانک,انتقام, نویسنده: رضا رستگار تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 23:50

مرد آشفته و نگران وارد کلیسا شد. در مقابل کشیش که بر روی صندلی نشسته بود و انجیل میخواند، ایستاد و با صدایی لرزان گفت: ـ پدر! کمکم کنین... کشیش انجیلش را بست، از جا برخاست و همانطور که انجیل را در قفسه کتابخانه میگذاشت، گفت: ـ مگه چی شده؟ چه کمکی از دست من برمیاد؟ ـ پدر! من گناه بزرگی مرتکب شدم. حالا پشیمونم و دچار عذاب وجدان شدم. میخوام اعتراف کنم تا شاید بار گناهم سبکتر بشه... کشیش به مرد ن

برچسب: داستانک,اعتراف, نویسنده: رضا رستگار تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 23:50

از نگهبانی که گذشتم، آقای محتشم معاون اداره را دیدم که چند متر جلوتر از من راه میرفت. خود را به او رساندم و بدون معطلی سلام کردم. رویش را برگرداند و لحظهای خیره نگاهم کرد، اما پیش از آنکه جواب سلامم را بدهد، گفتم: ـ جناب محتشم! من ناصری هستم. کارمند جدید قسمت رایانه. نگاهش را از من گرفت و گفت: ـ دیدم قیافهت برام آشنا نیست! پس تازه استخدام شدی! خب جوون چند سالته؟ ـ بیست و پنج سال! به آرامی درِ

برچسب: داستان,کوتاه,اجباری, نویسنده: رضا رستگار تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 23:50

سیناپرس ـ هرچند منابع آب کشور در وضعیت بحرانی قرار ندارد اما از شرایط مطلوبی هم برخوردار نیست. تا آنجاکه طی سالیان اخیر، حجم بارش ها حدود 10 درصد و آورد رودخانه ها 20 تا 25 درصد کم شده و دمای هوا نیز در 15 سال گذشته 1.1 درجه سانتی گراد افزایش یافته است. از سوی دیگر، رشد جمعیت و افزایش تقاضا برای آب موجب تشدید چالش مدیریت منابع آب شده است. بنا بر آمار منتشر شده از سوی وزارت نیرو، سرانه آب تجدیدپذ

برچسب: بحران,آنچه,کنیم,نزدیکتر, نویسنده: رضا رستگار تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 23:50

روی نیمکت ایستگاه، منتظر اتوبوس نشسته بودم. هرچند که زیاد عجله نداشتم اما انتظار بیهوده، حسابی کلافهام کرده بود. با بیتفاوتی لم داده بودم و به تقاطع خیابانی که مسیر حرکت اتوبوس بود، چشم دوخته بودم، که ناگهان دو اتومبیل از دو سوی تقاطع به هم رسیدند و پیش از آن که برخوردی اتفاق بیفتد، متوقف شدند. هردو راننده انتظار داشتند که دیگری راه را باز کند، ولی چنین نشد و چند لحظه بعد، کار به توهین و دعوا ک

برچسب: داستانک,داوری, نویسنده: رضا رستگار تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 23:50

صفحه بندی